ای بر مردم آزار ....... صلوات!

من و دختر در آستانه ی سه سالگیم ماچ داریم با هم بازی میکنیم. خودش خانوم پرستاره، منم شدم آقای دکتر! بعد از خوب کردن یکی دو تا بیمار ( یه تمساح و یه خرس!)، بهم میگه: دکتر، حالا تو بمیر!

منم دراز به دراز روی زمین خوابیدم و گفتم آاااااخ، مردم!

در حالتی که به حالت نیمرخ نسبت به من نشسته، روش رو کمی به سمت من میچرخونه و از گوشه ی چشم منو برانداز میکنه و برای اطمینان میپرسه: مردی؟

میگم آره مردم.

خیلی ریلکس میگه: من هیچ کاری واسه ت نمیتونم بکنم که تو مردی!!    تعجب

 

لبخندماچقلببغل

 

/ 14 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محیصا

عزیزم, ببوسش از طرف من[گل] خدا حفظش کنه انشالله[فرشته]

علی فاریابی

این بچه ها از الان دارند رو ارث ماها حساب می کنناااااااا... باید یه فکری براشون کرد[متفکر]

عمه

«پسر! رو قدر مادر دان که دایم// کشد رنج پسر بی‌چاره مادر// برو بیش از پدر خواه‌اش که خواهد// تو را بیش از پدر بی‌چاره مادر// نگه‌داری کند نُه ماه و نُه روز// تو را چون جان به بر بی‌چاره مادر// سپس چون پا گرفتی، تا نیفتی// خورد غم بیش‌تر بی‌چاره مادر// به مکتب چون روی تا بازگردی// بود چشمش به در بی‌چاره مادر// نبیند هیچ‌کس زحمت به دنیا// ز مادر بیش‌تر، بی‌چاره مادر// تمام حاصلش از زحمت این است// که دارد یک پسر بی‌چاره مادر» ایرج‌میرزا

تینا

سلامممممم عزیزم . دخترت رو از طرف من ببوس . [ماچ]این برا دخترت ، [ماچ] اینم برا خودت .[لبخند]

عمه

سلام...خدایا این سحرجونم کجاست؟ بسکه اومدم باصورت خوردم به دربسته.حتماداره با دلارام جون خاله بازی میکنه.

سارا

سلام سحر جون خوبی؟ وبلاگ شمارو از روی تشابه اسمیش با وبلاگ خودم پیدا کردم![لبخند] ای جانم چه دختر نازی داری[قلب] خدا حفظش کنه چقدر به کارش و حرفش خندیدم[خنده]

دونه برف

سحر جون با ي متن كاملا زنونه آپم و منتظرت

مهتاب

عزییییییییییییییییییییزم[بغل][ماچ]

عمه

سلام.ولادت حضرت فاطمه سلام الله علیهاوروز مادربرشمامبارک باد.روح مادران رفته علی الخصوص مادرعزیزت شاد.

محیصا

روزت مبارک عزیزم[گل][ماچ]