من و دخترکم و این روزها ...

یه چند وقتیه، ینی چند ماهی هست که وقتی دختر کوچولومو روی زانوام میشونم و مشغول شونه کردن موهای نرم و قشنگش که الان دیگه تا زیر کتفش میرسن میشم، یاد یه مادر میافتم، مهربونترین مادر، بهترین مادر. توی ذهنم مجسم میشه مادری که میدونه داره برای آخرین بار موهای دخترکشو شونه میکنه........ ، بعد فکر میکنم به اینکه حس اون مادر و دختر توی اون لحظه چقدر با هم متفاوته؛ دخترک خوشحاله، چون فکر میکنه که حال مامانش خوب شده که که حالا خودش داره موهای اونو شونه میکنه، ..... اما مادر، حس مادر، مهربانترین مادری که میدونه این آخرین باریه که داره موهای دخترکشو شونه میکنه، آخرین فرصت برای در آغوش گرفتن و نوازش کردن و بوسیدن و بوییدن دخترکش، ............... نمیدونم!

بعد خیلی وقتا اشکام جاری میشن و با خودم زمزمه میکنم:

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ

 

خیلی وقت بود که میخواستم این مطلب و این حسم رو بنویسم، اما انقدر برای خودم سوزناک بود که گفتم بذارم تو محرم بنویسمش.

این روزا اما .......  

زیاد به پاهای نرم و نازک دختر کوچولوم نگاه میکنم، ........... ناخودآگاه تصور میکنم اگه این پاهای کوچیک و ظریف تاول بزنه، چجوری میشه؟ 

 

الا لعنــة الله علـــى القــوم الظــالمیـــن 

و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون 

 

 

 

 

 

 

/ 15 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تهمینه

آره واقعا سوزناکه سحر جان...دخترکت رو ببوس...

عمه

سلام...حالت خوبه؟انشاالله دلارام جون عروس بشه وقت نداشته باشی بیای نت[لبخند]

عمه

سلام.صبح بخیر.جوادبرق میخونه[گل]

مریم سادات

سلام تمام وبلاگتونو خوندم[نیشخند][نیشخند] لهجه همدانیارو از کجا بلدین؟[مغرور]

تارا

تو ذهنم بود که مادرایی که بچه کم سن دارن خیلی بهتر این موضوع رو درک میکنن و بیشتر باهاش ارتباط برقرار میکنن

مریم سادات

آره منم همدانیم آیکون ذوق زده!!

عمه

سلام.منم همدانیان رادوست میدارررررررررررررررم خیلی زیادددددددددددددد..[گل][ماچ][بغل][قلب]

عمه

سلام.سحرجون اقلا پنجشنبه هابرامون یه سرمشقی بذارماتاشنبه بدونیم تکلیفمون چیه؟[خنده][ماچ][خنده]

عمه

سلام.سحرجان عزیز اینطورکه معلومه همه ی آقایون مارادردرون خانه میکارندوازسبزشدن علف به زیرپایمان هیچ واهمه ای ندارند.بیاسوته دلان گردهم آییم[خنده]البته دیگه من اوستاشدم اگه بگه نیم ساعت دیگه منم میگم منتظرت نیستم هروقت خواستی بیا[خنده]چون دل آشوب میشم .وقتی هم اومدباخنده میرم استقبالش.ولش کن سحرجان بذار راحت باشن.منم اگرتاخیربکنم سریع دستامواوشین وارمیگیرمو میگم مامخلصیم عذرتقصیر

سارا

اهم[نیشخند] عرض کنم که قوم پدریه همسر جان بنده هم همدانین![مغرور] البته لاله جینن[مغرور] لهجشونم خیلی باحاله من خیلی خوشم میاد[قلب] کاش 1درشوهرم زنده بود گمونم اگه بود کلی باهاش کیف میکردم[نگران]