پروفسور حسابی عزیز

سلام. خوبین؟

 

عرضم به حضور انورتون، پریروز - جمعه - و دیروز عصر - شنبه عصر - آقایی اومده بودن برای کمک در امور خونه تکونی.

خلاصه که به خشکی چشمه ی جوشان ذوقم، کارگرداری هم اضافه شد و باعث شد که تو این مدت نتونم در خدمتتون باشم. لبخند

جالبه که این بار خود همسر گرامی دست به کار شد برای این اقدام، یعنی خودش پیشنهاد داد، خودش با کارگرهماهنگ کرد و بهتر از همه اینکه گفت کارگر در زمانی بیاد که خودشم خونه باشه. واقعا جا داره که از صمیم قلبم از ایشون تشکر کنم. ماچبغل

یعنی تا حالا، به عمر زندگانیم نشده بود تو دهه ی اول اسفند، کارگر بیاد واسه خونه تکونی عید! اینم از مزایای مداخله ی همسر جان در امور خانه تکانی، که کارا سریع انجام میشه و منتظر استخاره ی بنده که امروز یا فردا، این هفته یا هفته ی بعد! نمیمونه. ابرو

از اونجایی که منم تو این دو روز پا به پای جناب کارگر عزیز کار کردم، ....... ، ام ....... ، خب کار کردم دیگه! زبان    حالا منظورم اینه که موقع مرتب کردن و تصفیه ی کتاب دفترا و کاغذ ماغذا، همش یاد یه مطلب بودم که تو یه برنامه که در مورد مرحوم پروفسور حسابی بود، شنیدم و خوشبختانه علیرغم حافظه ی کوتاه مدت تر از ماهیای قرمز توی تنگمون که چشمشون نکنم، از عید پارسال هنوز زنده ان، هنوز یادمه! و باعث شد که حتی نتونم یه کاغذ یادداشت 5×5 یه رو سفید رو هم دور بندازم!

اون مطلب این بود که پروفسور حسابی با مداد مینوشتن تا بتونن بعدا پاکش کنن و یه بار دیگه از اون کاغذ استفاده کنن، میگفتن کاغذی که با این سختی از درخت درست میشه رو نباید هدر داد ( قریب به این مضمون).

واقعا خدا رحمتشون کنه.

 

فعلا خدانگهدار. لبخند

 

/ 15 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محیصا

خسته نباشی عزیزم[گل]

مهتاب

آفرین به آقای همسر و خوشا به سعادت شما با داشتن این همسر خسته نباشید کلا همگی همسری من که کمک بکن نیست همه اش میگه خوبه تمیزه ولش کن ولی من بلدم چکار کنم میرو نردبون میارم میذارم که برم بالا میاد میگه تو نرو میفتی بلا سرت میاد خودم میرم![شیطان][نیشخند] و بدین ترتیب کارهام رو انجام میده البته من خونه تکونی آنچنانی ندارم چون آشپزخونه رو وقتی اومدیم این خونه از بالا تا پایین با تاید و شلنگ آب شستم کلا سرخ کردنی هم درست نمیکنم که بخواد چربوچیلی بشه شیشه هم که فقط سه تا تکی دارم بالای در اتاق و هال و سرویس بهداشتی فقط می مونه جاروبرقی کشیدن و دستمال کشی معمولی و لوسترها که کار همسریه! دیوارهای اتاق هم پتینه است و تمیز کردن نداره حالا چکار کنم خونه تکونی ندارم؟؟!![اضطراب]

عمه

سلام...این پستت بدآموزی داره ها؟[خنده]این مهتاب جون فکرمیکنه همه مثل همسرمحترمشون اینهمه زودگول میخورن؟شوهرمن تا ببینه چهارپایه اومده وسط بلافاصله بنارابراین میذاره همه جاتمیزه فورا میذاره سرجاش.[مغرور][خنده]مهتاب خانوم اسپند دودکن .چشم شوردورباشه ازت.[دست]

دونه برف

خسته ی خونه تکونی نباشی عزیزم.بابا دسته شوهر محترمت درد نکنه. جمله ذکترحسابی هم ک عااااااااااااالی کلا likeeeeeeeeeeeeeeeeeeee[گل]

لیلی

با تشکر از آقای همسر با این تصمیم انقلابی و به موقع شون

عمه

سلام.لازم شد بعنوان مردبرترسال روزاول عيد تشكراساسي بنماييد خداحفظشون كنه.

بوی خاک

یا رئوف به روزم با طرح یه صلوات بفرست....

آبجی سارا

سلام سحر عزیزم بابا خوبه خوش به حالت ای ول به همسرت بهش بگو بعد از عروسی من بیاد و به شوهر منم یاد بده[چشمک]

عمه

سلام سحرجونم ...ممنون .انشالله زيرسايه خانوم حضرت زينب سالم وصبوروسربلندباشي[گل][قلب]

خاطره

آفرین خانوم گل که کارای عیدتو انجام دادی .. من هنوز دست به هیچی نزدم