شاید بریم شمال

سلام. خوبین؟

سهراب جان یه سفر کاری - آموزشی به یکی از شهرای شمال داره. با چند تا از دوستاشونن. سالی یه بار این برنامه رو دارن. البته سهراب جون همیشه نمیره، بعضی سالها رو رفته. هر کس بخواد میتونه هزینه ی خونوادشو بده و اونارم ببره. سالهای پیش هم چند بار رفتم این سفرو، ولی چون سهراب همش تو جلسه س، من تنها میمونم و وقتیم که میخوایم همگی بریم گردش، من باید سوار ماشین یه خونواده ی دیگه بشم که اصلا دوست ندارم. برای همین آخرین بار که چند سال پیش رفتم به این سفر، به سهراب گفتم که دیگه سفر کاری باهاش نمیرم. 

خلاصه این بارم وقتی گفت، من گفتم نمیام، ولی یهو به نظرم رسید که به جبران سفر مشهد که نشد خواهر شوهر همراهمون باشن، این دفعه دعوتشون کنیم. اینطوری هم ایشون خوشحال میشه، مخصوصا اینکه بچه های منو خیلی دوست داره، و هم ما تنها نیستیم، عمه هم بنده خدا وقتی هست برای کارای بچه ها خیلی کمکه. وقتی این فکر به ذهنم رسید سریع به سهراب جون گفتم و اونم به خواهرش زنگ زد و ایشونم گفت با کله میام! زودی به سهراب گفتم که دیگه فرصت پشیمون شدن نداشته باشم، آخه وقتی تصمیم به کار خیری میگیری، شیطون میاد و هی میخواد پشیمونت کنه، برای همین باید سریع تصمیمتو عملی کنی. اینو از سهراب جونم یاد گرفتم.

ولی از خداجون که پنهون نیست، از شما چه پنهون زیاد دوست ندارم برم، از خدامه که یه جوری بشه نریم. دلارام جونم از صبح داره سرفه میکنه، الانم داره حسابی بد اخلاقی میکنه، شاید اگه باباشم دید سفر براش خوب نیست، ما نریم. اونوقت نمیدونم سهراب خواهرشو تنهایی میبره یا نه، البته فکر نکنم مشکلی باشه، چون جا که رزرو شده، خواهر شوهر هم به سفرای تنهایی عادت داره، هرچند تنها نیست، چون قبلا هم با همین خانواده ها سفر و مهمانی بردیمشون و همدیگه رو میشناسن.

حالا هر چی خداجون بخوان.

فعلا با اجازه،

خداحافظ.

/ 12 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عمه

کدوم شمال ؟اگه گیلان هست بیا ببینمت.[ماچ][ماچ][بغل][لبخند][هورا]

عمه

سلام.عید شما مبارک[گل]

عمه

سحربیا سحربیا سحربیا سحربیا[دست][دست]

میم

آخ زون . شمال.خووووش به حالت [قلب]

امیر

فرا رسیدن عید سعید قربان را تبریک و تحنیت عرض می نمائیم.[گل]

عمه

متاسفانه مازندرانه ...(البته تنکابن قشنگه ها)متاسفانه ازجهت اینکه سعادت دیدنتو ندارم[لبخند]

عمه

انشالله اونجاهم هوامث ما آفتابی باشه .یکم بهتربگردی[گل][گل]

عمه

واه چهره ی من دوست داشتنی نیست ذهنتو پاک کن.[خنده]

عمه

انشالله شایسته ی اینهمه لطف ومهربانی شماها باشم .خداهمتون روسربلندوسعادتمندوسالم نگهداره.گره به زندگیتون نیوفته.[قلب][گل]