تواضع برای خدا یا برای خودم؟

سلام. خوبین؟

ما چهارشنبه ساعت 4 صبح راه افتادیم به سمت شمال. شب قبلش سهراب جون رفت دنبال خواهرش و آوردشون خونه ی ما که صبح همه با هم آماده شیم. 

خدا رو شکر چون به موقع راه افتاده بودیم، به شلوغی نخوردیم. 

توی راه اذان صبح شد. رفتیم دیزین نگه داشتیم برای نماز که چند تا از همسفرامونو اونجا دیدیم. دوباره رفتیم و یه جا برای صبحانه با هم قرار گذاشتیم. بعد  دیگه رفتیم تا رسیدیم خدا رو شکر.

شکر خدا سفر خوبی بود، از اونی که فکر میکردم خیلی خیلی راحت تر و بهتر بود. خواهر شوهر هم ظاهرا بهشون خوش گذشته. البته خیلی کوتاه یعنی به اندازه بود.

اونجا یکی از خانومای هم سفر که شاید حدودا 10 سال از من کوچیکتر بود، تو یکی از برخوردای اولمون گفت که شما چقد خاکی اید، فک نمیکردم، آخه وقتی گفتن دکترین، فک نمیکردم اینجوری باشین!

راستش اگه چن سال پیش بود، کلی خوشحال میشدم و ذوق میکردم. آخه من اصلا از آدمای مغرور خوشم نمیاد، و دوست دارم منو به تواضع بشناسن. همیشه از متواضع بودن لذت میبردم، جاهایی که مثلا نمیدونستن من دکترم، و بعد که میفهمیدن تعجب میکردن و تحویل میگرفتن، خیلی خوشم میومد. شاید یه جورایی از تعجب و تحسین بعدش که در اون افراد برانگیخته میشد، ذوق میکردم.

یه بار که با سهراب عزیزم حرف میزدم، یهو به این فکر افتادم که خب، درسته تواضع خیلی خوبه، ولی آیا تواضع تو واقعا برای خداست؟ یا یه وسیله برای کسب و جلب احترام بنده های خدا؟     و بدین سان کاری رو که سالها برای خودم فضیلت محسوبش میکردم و حتی تو دل خودم، براش به خودم افتخار میکردم، انگار یهو دیدم بهش عوض شد و احساس کردم که این تواضع فایده ای به حال من نداره که هیچ، تازه اگر هر جا میرم بگم دکترم ولی تو دلم دنبال پاداشی از غیر خدا نباشم، خیلی بهتره، در ضمن اینکه از مزایای دونستن مردم مر اینکه من دکترم نیز هم برخوردار میشوم!

حالا دارم به امید خدا تلاش میکنم که برای خدا متواضع باشم و در عین حال اگه جایی لازم شد که بگم چی کاره م، کم رویی بیخود به خرج ندم، چون من از این کارا زیاد میکنم!

برای همین چیزا بود که وقتی اون دوستمون بهم گفت که خاکی ام، نمیدونستم حالا باید از این تعریف اون ( چون من متواضع بودن رو یه تعریف میدونم)، خوشحال بشم یا نه، فقط خدا رو شکر کردم و به خودم یادآوری کردم که من که از خودم چیزی ندارم، هر چی دارم و هر کی هستم از خداست.

خداجونم، به خاطر همه چی شکرت.

/ 11 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محیصا

سحر عزیز اینقد سخته که خدا میدونه و اینکه حتی آدما بعضی وقتا اونچیزی که نیستنو میگن چه برسه به اینکه آدم دکتر تیزهوش باشه و بخواد دلشو بماله زیر پای ذات اقدس یگانه ولی خوب خدا هم همیشه کارهای سختو گرونتر میخره قربونش برم. آفرین عزیزم اگه همه چیزو از خودشو ببینی دیگه نه از داشتنش خوشحال میشی نه از نداشتن یا از دست دادنش. موفق باشی[گل]

عمه

سلام.برایت هدیه ای آوردم:[ماچ][گل] «بحارالانوار، ج 77، ص 179» رسول خدا - صلي الله عليه و آله - فرمود: بالاترين مردم از جهت مقام بندگي، كساني هستند كه با وجود رفعت شأن و مقام، فروتن و متواضع باشند.

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام از محبتت ممنونم منت گذاشتی تشریف آوردی انشاالله عاقبت به حسین ع باشی خانومم با احترام [گل]

billionairelady.persianblog.ir (بانوی میلیاردر)

خوش بحالت... معنویت رو از کلامت حس میکنم... برام دعا کن که خدا جونی دوباره مثل قدیما دوستم داشته باشه...برات آرزوی موفقیت میکنم عزیزم[گل] بازم نگاهای زیباتو به وبلاگم هدیه بده برنامه های خوبی برا وبلاگم دارم میتونی پست برنامه من رو بخونی[چشمک]

تهمینه

سلام سحر خانم منم نمی دونستم شما دکترین. با این همه مهربونی... انشاءالله که همه کارهاتون برای خدا باشه. خالص بودن خدایی خیلی سخته. دعا کنید منم بشم. منم دلم خلوص می خواد. مشهد از طرفتون سلام دادم. ممنون که به وب من سر می زنین.

میم

سحرعزیزم سلام.اولش بخاطرانرژی مثبت کامنت قشنگت که پرازبوی خوش قلبیوحسن نیت بود جذب پیجت شدم والان که کم کمک(امیدوارم ببخشیودرک کنی که با یه نوزادوقت زیادی واسم نمیمونه)میخونمت بیشتروبیشتر ازآشنایی باهات خوشحالم.مخصوصا که خداانقدرتوی زندگیت پررنگه[گل][گل][ماچ]

میم

سحرجون من وبلاگتونصفه نیمه خوندمودرواقع هنوهیچیشونخوندم!شما دانشجویین؟

میم

متوجه شدم قضیه ازچه قراره[زبان] عجله کردم!

سارا هستم

سلام خانم، احسنت بر شما لذت بردم:) مثل شما مثل همون درختیه که پرباره و سر به زیر. ان شاءالله که روز به روز به توفیقات الهی بیش تر و بیش تری دست پیدا کنید. ضمنا از نظر بی نهایت قشنگتون هم صمیمانه سپاسگزارم. شاد باشید. یاعلی

ناکام مَرد

کلاً وقتی پای خدا به نحوه نگاه آدم به کارهاش باز می شه، همه چیز رنگ و بوی دیگه می گیره. از طرف دیگه اگر خدا تو زندگی آدمها نباشه، حداقل خودم رو بگم، فکر کنم خیلی زود به پوچی برسم... امیدوارم خدا خودش نظرش رو از من بر نگردونه. . .